رسا جون رسا جون ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

نازدار من و بابایی

بهترین خاطره زندگیم...

    سلام به همه عزیزان از همه باب ت این همه تاخیر عذر میخوام باورم نمیشه که بالاخره نوبت من رسید که خاطره زایمانم رو بنویسم بریم سراغ اصل مطلب شب قبل رو به سختی تونستم بخوابم از خوشحالی و هیجان و استرس خوابم نمیبرد به زحمت ساعت 2 خوابیدم ساعت 5 همسری بیدارم کرد حالا خوابم گرفته بود اساسی از خواب بیدار شدم نمازم رو خوندم بعد حاضر شدم آخرین عکسای یادگاری رو تو اتاق گل پسری انداختیم ساک خودم و رسا برداشتیم همسری از زیر قرآن ردم کرد رفتیم دنبال مامان و خواهرم تا به اتفاق بریم بیمارستان بابا هم میخواست بیاد که با کلی اصرار تونستم راضیش کنم که فعلا...
18 مرداد 1393

آخرین شب نازدار تو دل مامانش...

امشب آخرین شبی که گل پسرم تو دل مامانشه و فردا باید برم بیمارستان باورم نمیشه که بالاخره اون روزی که منتظرش بودم رسید.38 هفته و 5 روز با همه سختی هاش خدا رو شکر به خیر گذشت پسرک مردادی من فردا میاد بغلم و من به معنای واقعی مادر میشم ولی خوب دلم برای تکون ها و لگد ها و سکسکه کردنش تنگ میشه خیلی... امشب آخرین شب دو نفره من و رسول بعد از 7 سال با هم بودنه زندگی دو نفرمون رو خیلی دوست داشتم و بسیار ازش لذت بردم نازدار من فرشته کوچک من داره زمینی میشه میاد تا زندگی دو نفره ما  سه نفری بشه و خوشبختی مون کاملتر بشه حرف برای گفتن زیاده و وقت ک...
7 مرداد 1393

تقدیم به همه مادران...

  این عکس زیبا...و معنی تک تک این ترکهاااااااااا............. كه اين ترك هاي روي شكم هر كدام نشانه اي است: نشانه اي از  تك تك نفس هاييه كه توي دلم كشيدي . نشانه اي از تك تك پلك زدنهات و هر خميازه ات. نشانه اي از  مكيدن انگشتانت يا تكون دادن دستات تو شكممه. نشانه اي از  بستن چشمانت و خوابيدن در تاريكي مطلقه. نشانه اي از وقتي كه تو سكسكه ميكردي. نشانه اي از وقتي كه درون من به خواب رفته بودي و رويا ميديدي. اين نشانه ها هيچ كدام زيبا نيستند حتي ممكن است زشت به نظر بياد.اشكالي ندارد اونجا خونه تو بود.اولين جايي بود كه من به تو عشق ورزيدم.شكم من جايي بود كه من هر وقت كه...
6 مرداد 1393
1